وقتی که رسانه به مثابه ابزاری پنداشته میشود که می تواند با بهره مندی از ظرفیت عظیم اجتماعی خود، مرزهای اخلاق و انصاف و عدالت را لگدمال نموده و در له یا علیه یک موضوع مشخص یا فرد و اتهامزنی به این و آن، قلمفرسایی نماید و خود را به هیچگونه چهارچوبی ملزم و پایبند نداند، با این رویکرد مبتذلانه، عملا آن را در مسیر شارلاتانیسم رسانهای قرار میدهد.
به بهانه فرا رسیدن روز خبرنگار:
*ذبح اخلاق در قربانگاه رسانه*
فرارسیدن روز خبرنگار فرصت مغتنمی برای واکاوی فرصتها و تهدیدها و برخی زوایای حوزه خبر و رسانه است که شاید کمتر بدان پرداخته میشود. موضوعی که هرچند نه به اندازه قابل انتظار، روز گذشته و به همین بهانه، توسط برخی همکاران محترم رسانهایمان به اشکال مختلف و عمدتا به صورت دلنوشته، یادداشت و گفتگوهای مطبوعاتی، محقق شد.
ما نیز قصد داریم در همین رابطه به حوزه مدیریت رسانه بپردازیم، رسانهای که باید در چهارچوب اصول فکری و مواضع و هدفگذاری مدیر آن حرکت کند و اساس خود را بر پایه چهارچوبهای قانونی و اخلاقی، تنظیم و ترسیم نماید.
رسانه که ماهیت، ذات و موجودیت آن فینفسه خلق قدرت مینماید، طبعا باید با رویکردی صحیح و حرفهای در مسیر آگاهیبخشی و رسالت خطیری که برای تنویر افکار عمومی و زدودن پردهها از حقایق برعهده دارد، حرکت کند و بدیهی است در این راه به همان اندازه که میتواند منشاء اثرات مثبت در گستره جامعه باشد، به همان میزان و شاید حتی بیشتر در صورت عدم رعایت پایبندی به حریم قانون و اخلاق، منجر به آسیبهای جدی و گاهی جبرانناپذیر بر پیکرهٔ جامعه شود.
از قضا، فضای حاکم و رویکرد قابل تامل چند رسانه معدود و مشخص در شهرمان، خود تصویر روشنی از نقش رسانهها در راهبریِ افکار عمومی پیش روی ما قرار میدهد، فضایی که بهزعمِ ما به نظر می رسد حداقل در برخی موارد تا حدود زیادی به انحراف و انحطاط کشیده شده و البته این مخاطب آگاه است که با بررسی و کندوکاو در میان منابع مختلف، می تواند به قضاوت و درک صحیحتری از هر خبر، گزارش و مطلب رسانهای دست یابد.
اصولا دیدگاههای مدیریتی در هر رسانه محصول دلایل متعددیست، از سوابق فکری و مواضع فردی و گروهی مدیر رسانه و طیف منتسب به آن گرفته تا منافع مادی و معنوی که بدون تعارف هر رسانهای برای بقا و ادامه حیات بدان نیازمند است.
نکته قابل اهمیت اینکه با رصد فعالیتهای خبری برخی رسانهها احساس می شود که حتی در برخی موارد به خصوص منافع اقتصادی تا حدودی آنها را از رسالت واقعی خود دور نموده و از سویی عملکرد برخی جریانها با نگاه صرفا ابزاری به رسانه، ضمن خدشهدار نمودن جایگاه قدسی قلم که خداوند به آن سوگند یاد نموده، منزلت رسانه را نشانه گرفته و به شکل نگرانکنندهای تقلیل داده است.
معالاسف وقتی که رسانه به مثابه ابزاری پنداشته میشود که می تواند با بهره مندی از ظرفیت عظیم اجتماعی خود، مرزهای اخلاق و انصاف و عدالت را لگدمال نموده و در له یا علیه یک موضوع مشخص یا فرد و اتهامزنی به این و آن، قلمفرسایی نماید و خود را به هیچگونه چهارچوبی ملزم و پایبند نداند، با این رویکرد مبتذلانه، عملا آن را در مسیر شارلاتانیسم رسانهای قرار میدهد.
بدین ترتیب سوای از رسانههایی که با حفظ استقلال خود و درک صحیح از شرایط و اقتضائات و رسالت مهمی که برعهده دارند،حاصل عملکردشان جلب اعتماد عمومی به عنوان یک سرمایه بزرگ اجتماعیست و البته تعدادشان کم نیست، با تاسف همچنان مواردی دیده میشود که به دلایل پیدا و پنهان با چشمپوشی بر واقعیات رسانه را به قربانگاهی برای به مسلخ کشیدن اخلاق و حقیقت تبدیل نمودهاند.
تمامی حقوق این سایت محفوظ است.